برای قلب عاشقم لاف صداقتو نزن
خودت می دونی که دیگه رو شده دستت واسه من
فکر کردی این بار می تونم که بگذرم از اشتبات ؟
وقتی پر از دو روئیه تو اون دو تا چشم سیات
با اون همه خاطره باز می خوام فراموشت کنم
می شکنم اما این دفه برندۀ بازی منم
می خوام ازت جدا بشم یه ذره تنها بمونی
رفیق نیمه راه من دیره واسه پشیمونی
فکر می کنی نمی دونم چشات پر از دو رنگیه
می خوای بگم که این روزا دلت کجاس ، پیش کیه ؟؟
اگه می بینی ساکتم چیزی به روت نمیارم
بدون که ارزش نداری مردی دیگه تو باورم
با اون همه خاطره باز می خوام فراموشت کنم
می شکنم اما این دفه برندۀ بازی منم
می خوام ازت جدا بشم یه ذره تنها بمونی
رفیق نیمه راه من دیره واسه پشیمونی

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 16:35 توسط نازنـیـن
|

چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری
نه ز یار انتظاری
نه ز یار انتظاری...!!!
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:43 توسط نازنـیـن

اکنون که به بیرون می نگرم کسی در کوچه نیست
در را که باز می کنم
آلوده ترین رز دنیا را در سپیدترین دستها می بینم
به چشمهای گناهکارش خیره می شوم
و منتظر
که کسی دستهای خالی ام را پر کند....

+
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 4:30 توسط نازنـیـن
|

زیر آوار این لحظه های غریب
سوسوی هیچ ستاره ای برای من نیست
دلم گرفته
یک دلتنگی همیشگی مدام همراه من است
کاش تو را ندیده بودم
( سپنتامینو)

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 21:21 توسط نازنـیـن
|

حال من دست خودم نیست
دیگه آروم نمی گیرم
دلم از کسی گرفته
که می خوام براش بمیرم

+
نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 23:7 توسط نازنـیـن
|

گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت جداییها گذشته

باران اشکم روی گور دل چکیده
بر خاک سرد و تیره ای پاشیده شبنم
من دیده بر راه شما دارم که شاید
سر بر کشید از خاکهای تیره غم
من مرغک افسرده ای بر شاخسارم
گلپونه ها گلپونه ها چشم انتظارم
میخواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم

افسرده ام دیوانه ام آزرده ام
گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدمها مرا کشت
گلپونه ها گلپونه ها نامهربانی آتشم زد
گلپونه ها بی همزبانی آتشم زد
گلپونه ها در باده ها مستی نمانده
جز اشک غم در ساغر هستی نمانده

گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شب ها به جز فریاد من نیست
+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 23:53 توسط نازنـیـن
|
